امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

پروژه ای بس عظیم...........

1393/9/7 18:24
نویسنده : مامان عالمه
393 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزمامان بوسیک هفته ای میشه که پروژه ی عظیم بای بای پوشک را شروع کردیم وااااااااای که حسابی خسته شدم خستهخسته.میخواستم برنامه ی از پوشک گرفتن شما را بندازم واسه ی بعد از عید اما نمیشه اخه خودت هم دیگه نمیذاری پوشکت کنم خیلی ها میگفتن الان سرده و خیلی های دیگه میگفتن نه وقتشه نمیدونم والا هر کی یه چیزی میگه اما دل خودم میگه الان.خلاصه اینکه الان یک هفته ای میشه که شما آزادی و من شش دنگ حواسم پیش شماست مهمونی رفتن و مهمون اومدن فعلا کنسله البته دوتایی باهم نیم ساعت تا یک ساعت با برنامه ی قبلی میریم بیرون.مشگل بزرگمون وقتیه که از خواب بیدار میشی و اصلا راضی نمیشی که بری جیش کنی گریهگریهدیگه تمام انرژی من مییییییییره واسه ی راضی کردن شما.ولی طول روز چون سرحال تری پسر خوبی هستی و میای.در طی یک هفته فقط دوبار خودت گفتی مامان بدو بدو جیش بغلو بقیه ساعات خودم بردمت.از تشویق و خوراکی های جورواجور گرفته تااااااااابردن اسباب بازی با خودمون و آب بازی . طبق نظر خودت جایزه باید واست کیک بپزم  یا ماکارانی و کوکوتعجبتعجب.خدا کنه زودتر خودت راضی بشی که یاد بگیری.مامان ها اگه راه حل بهتری دارن لطفا بهم بگنغمناکمتفکر.هرچند میدونم فقط باید حوصله ی زیاد داشته باشم مگه نه.آرام

این روزها میخوای حتما حتما کارهاتو خودت انجا بدی لباس خودت بپوشی غذا خودت بخوری طوری که اگه نذاریم واویلا .تقریبا کم کم داری جمله میسازی شعر بهت یادم میدم سریع یاد میگیری الهی فدات بشم با اون حرف زدنت.

 

چندبار اشتباه پوشیدی تا بالاخره یاد گرفتیخندهقه قهه

 

این هم پسریه من در حال خوردن شیرینی دارچینی که خودم پختمخوشمزه

 

 

این هم کلم پلو قرمز که اولین بارم بود  پختم عاااااااااااااالی بود گفتم بگم شما هم بپزیدخوشمزهآرام

 

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

مهزاد مامان عرفان
8 آذر 93 23:03
عزيزم انشالله زودي از پوشك ازاد ميشي. افرين گل پسري كه داري همه چي رو ياد ميگيري
مامان امیررضا
9 آذر 93 11:08
سلام عزیزم من هم هنوز نتونستم از امیررضا پوشک بگیرم اصلا پسری با من همکاری نمیکنه به قول یکی از دوستان تو مرحله ایست خوردم....امیر هم صبح به هیچ عنوان حاضر نیست بره دستشویی... و مشکل بزرگترم اینه که اصلا هیچ جایزه ای براش قابل قبول نیست یعنی اصلا جایزه نمیخواد از انواع خوارکی و اسباب بازی گزفته و بازی کردن باهاش وقعا دیگه کلافه شدم
مامان آنیسا
23 آذر 93 7:27
نوش جونت عزیزم
مامان فاطمه
23 آذر 93 12:47
سلام ابجی جون بالاخره بعد از مدت ها من وقت کردم به وبلاگت سر بزنم . چه خبرا . چه کار میکنی . من الان اداره ام . راستی پسورد عکسای تولد رو بهم نمیدی .
مامان فاطمه
23 آذر 93 12:50
خسته نباشی عزیزم با از پوشک گرفتن من که خیلی وسواس داشتم خدارو شکر مایده هم اذیت نکرد و اصلا تو خونه کثیف نشد .